اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
223
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
مدتى با ددان انس گرفته و ددها نيز با اينها خو گرفتند ، تا آنجا كه گاهى با ددها در مىآميختند و گاهى هم ددان با زنان اينها آميزش داشتند و فرزندان زشت بىتناسبى پيدا مىشد . مردم قرن اول نابود شدند و قرنى پس از قرنى رسيد تا آنكه زبانشان از دست رفت و چنان سخن مىگفتند كه فهميده نمىشد ، اكنون در جزيره هايى كه از آنها به چين ميروند از اين گونه مردم فراوان و امتهاى بسيارى هستند ، » عينان « نامى داشت كه معنى آن » بدى او را آفريد « بود و صد سال پادشاهى كرد . پادشاه ديگر » خرابات « بود كه در جوانى پادشاه شد سپس كه از جوانى گذشت كارش بالا گرفت و تدبيرش نيكو شد . كسانى را از طرف خود به زمين بابل و آنچه از كشور روم بدان وابسته بود فرستاد تا حكمت و صنعت آنجا را بشناسند . از صنايع چين و آنچه از جامه هاى ابريشم و جز آن در چين ساخته مىشود و افزارهايى كه از چين صادر مىگردد همراه آنها فرستاد و هم آنها را فرمود تا از هر صنعت و هنر زيبايى از زمين بابل و روم با خود همراه بياورند و احكام دينى آنها را نيك بشناسند ، پس براى [ اول بار ] كالاى چين براى تجارت حمل شد زيرا كه پادشاهان كالاى چين را زيبا يافته پسنديدند و كشتيها ساختند و كالاهاى تجارتى در آنها به چين فرستادند و بازرگانان خارجى براى اولين مرتبه بچين آمدند . پادشاهى » خرابات « شصت سال بود . پادشاه ديگر » توتال « است ، اهل چين مىگويند بر دروازه هاى شهرهاى خود نوشته يافتهاند كه هرگز چنان پادشاهى نداشته و از هيچ شاهى چنان خوشنود نبودهاند ، او بود كه همه سنتهاى مذهبى و صنعتى و تمام آداب و شرايع آنها را نهاد ، او هفتاد و هشت سال پادشاه بود و چون مرد دير زمانى براى او سوگوار بودند و مرده اش را بر تختهاى طلا و چرخهاى نقره حمل ميكردند ، سپس مقدارى عود و عنبر و صندل و ديگر چيزهاى خوشبو فراهم نموده آتش زدند و بدنش را در آن